زهرا اسلامى فرد
87
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
واقدى ( 209 ق ) درباره جنگهاى پيامبر ( ص ) المغازى را نگاشت و ابنسعد شاگرد وى نيز كتاب الطبقات را مشتمل بر شرح احوال پيامبر ( ص ) ، صحابه و تابعان نوشت . در سده سوم ، بلاذرى ( 279 ق ) دو اثر پرقدر تاريخى به نامهاى فتوح البلدان و انساب الاشراف از خود برجاى نهاد . در نيمه دوم همين سده نيز طبرى ( 310 ق ) بزرگترين مورخ اين دوره ، كتاب عظيم تاريخ الامم و الرسل و الملوك را به نگارش درآورد . در سده پنجم ، چند مورخ بزرگ مىزيستند : ابنمسكويه مؤلف تجارب الامم ، عُتبى مؤلف تاريخ يمينى و خطيب بغدادى مؤلف تاريخ بغداد . در سده ششم ، اسامة بن منقذ ( 584 ق ) الاعتبار را - كه نوعى شرح حال است - نوشت و عمادالدين اصفهانى ( 589 ق ) نصرة الفتره را در تاريخ سلجوقيان نگاشت . در سده هفتم نيز با مورخان بزرگى روبهروييم : ابناثير ( 632 ق ) از مشهورترين مورخان عربزبان است و كتابهاى الكامل فى التاريخ و اسدالغابه از اوست و ديگرى نيز ابنخلكان است كه رساله مهم وفيات الاعيان را نوشت . اين رساله ، فهرستگونهاى از تذكره رجال و تاريخ ادب است . در سده هشتم ، ابن ابىزرع ( 727 ق ) كتاب مهم خود روض القرطاس را در تاريخ مغرب و ابوالفدا نيز كتاب المختصر فى اخبار البشر را نوشت . در سده نهم ، تقىالدين فاسى تاريخ مكه را تأليف كرد و مقريزى نيز مهمترين اثر خود الخطط و الآثار را درباره تاريخ و جغرافياى مصر نگاشت . در سده يازدهم نيز مَقّرى كتاب نفخ الطيب را در تاريخ اسپانيا به نگارش درآورد . « 1 » همزمان با تاريخنگاران عربىنويس ، نويسندگان ايرانى در دورههاى متعددى كتب تاريخى نگاشتند ، يا برخى از آثار عربى را به فارسى ترجمه نمودند . از قديمىترين كتابهاى تاريخ عمومى به زبان فارسى كه تاكنون باقى مانده ، تاريخ بلعمى نوشته ابوعلى بلعمى در سال 352 هجرى است . اما مهمترين دوره تاريخنگارى فارسى در ايران ، دوره مغول يعنى از
--> ( 1 ) . دانشنامه جهان اسلام ، ج 6 ، ذيل « تاريخ و تاريخنگارى » به نقل از : علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 54 و 55 .